خواجه نصير الدين الطوسي
مقدمهء مصحح 43
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
براى مزيد فائده ايراد مىشود : « چون يك باب از اين كتاب در ذكر معرفت تنسخهاست كه اشراف را بدان حاجت مىافتد بلكه مضمون كتاب و مقصود از تقرير و اطناب ذكر امتعه و اجناسى است كه سلاطين و اشراف بل ساير تجار از آن لابد باشد ، و اديم نوعى است از جلود كه الطف و اشرف آنست ، و از آن چاره نباشد ذكر آن مىرود : فصل در معرفت اديم و انواع آن اديم انواع است و بهترين اديمها مكى و بعد از آن ينبوعى ( است ) و ينبوع ديهى است هم از حساب مكه و آن اديم خرد باشد ازين خردتر و روشنتر . و بعد از آن عقيقى ، و عقيق هم ديهى است از ولايت مكه و اين اديم از ديگر اديمها سرختر و بزرگتر باشد . و بعد از آن طائفى ، و طايف شهريست نزديك بيمن و مكه . و طايفى خام رنگتر باشد و برنگ تيرهتر و از مكى خردتر و روغندارتر . و بعد از آن ترابى باشد كه خاك رنگ بود . و بعد از آن عدنى و آن از همه بدتر باشد ، و سرخرنگ و تيره بود . و اين جمله را به غير عدنى درين ولايت طايفى خوانند . و از همه موزه را اديم مكى بهتر باشد . و سياه كردن را عقيقى . و كارهاء خرد را مثل كيسه و كمر و شانهدان برزرد و ازال ( ؟ ) و كار نقاشى را ينبوعى لايق بود . و نوعى اديم باشد كه در بصره سازند و آن خيانت اديم باشد . و از هندوستان اديمى آرند و هم بد بود اما بكرمان اديمى كنند خوشاب استر را شايد .